خرید بک لینک

حال دلم خوش نیست دوست دارم اینجا حرف بزنم که کسی نبینه!!!

داریم با کسای زندگی میکنیم که نه میشه درد و دل کرد و نه راحت باشی!

همیشه باید با ترس حرف بزنی با ترس درد و دل بکنی

زندگی که معلوم نیست قرار چی بشه و چی پیش بیاد یعنی بی معنی بی معنی شده از کجاش بگم از چیش بگم از کی بگم

موندن و نموندن دیگه معنی نداره

برچسب: نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: يکشنبه 27 بهمن 1398 ساعت: 21:46

دلم خواست خیلی حرفا اینجا بنویسم ولی هیچ جای بهتره از دلم برای این حرفا نیست

برچسب: نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 23:12

باید سکوت کرد و به خواسته های اطراف احترام بزاری و بگی هرجور تو راحتی...

برچسب: نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 23:12

نمیدونم چرا حرفای من اینقدر تلخ شدن؟!

به قول خودت باید عشق دو طرفه باشه که معنی عشق رو بده

اینو مطمئن باش دیگه هیچوقت بهت نمیگم و نمیخوام

غرورتو هم ایقدر به رخ من نکش لطفا

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 10:8 توسط سجاد |

برچسب: نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 14:24

تو این زندگی یه چیز رو خیلی خوب فهمیدم بهترین جواب و سوال سکوت کردنه

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 1:8&nbsp توسط سجاد |

برچسب: نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 14:24

ته ریش چیست؟

.

.

.

.

.

.

.

.

2میلی متر مو که با روح روان خانوما بازی میکنهنیشخندقلب

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 10:39&nbsp توسط سجاد |

برچسب: نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 14:24

سکوت و صبوری آدم ها را

به حساب ضعف و بی کسی شان نگذارید

شاید هنوز به چیزهایی پای بندند

چیزهایی که شما یادتان نمی آید

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 16:46 توسط سجاد |

برچسب: نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 14:24

من سکوت کردم آری

جای حرفی برایم نمانده بود

دستان سردت را رها کردم

رفتم تا تو به هرآنچه که می خواهی برسی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 16:50 توسط سجاد |

برچسب: نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 14:24

سخت تر از همه سکوته و سخت تر از سکوت قبول کردن حرفای که هیچ وقت تو دلت جا نمیشن

+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 21:54 توسط سجاد |

برچسب: نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 14:24

حرفات رو اول که شنیدم خیلی ناراحتم کرد ولی وقتی فکر کردم ب خودم ب حرفات خیلی آروم شدم!

خیلی چیزا فهمیدم،فهمیدم خدای هست که کارش خیلی درسته!

فهمیدم مهم با تو بودن نیست!

همین که آرومم خداروشکر

خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خوشنود باشی و ما رستگار

+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 17:6 توسط سجاد |

برچسب: نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 14:24

بعد این همه دوری بعد این همه سال باز با دیدنت این دل لعنتی شروع به لرزیدن میکنه!

هیچوقت فکرشو نمیکردم تو زندگیم منم چنین حسی رو تجربه کنم !

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 11:45 توسط سجاد |

برچسب: نویسنده: مهدی صالحی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 14:24

صفحه بندی